Apr 19, 2010

Posted in مقالات معرفی ديانت بهائی, مقالات بهائی

به مناسبت فرا رسیدن عید اعظم رضوان – عيد رضوان مبارک

“مژده باد مژده باد صبح هدایت دمید، مژده باد مژده باد شمس حقیقت درخشید، مژده باد مژده باد نسیم عنایت وزید، مژده باد مژده باد رشحات سحاب عنایت بارید، مژده باد مژده باد شمس افق اعلی به انوار لاتحصی بر جمیع آفاق اشراق نموده، مژده باد مژده باد قلوب در نهایت صفا است، مژده باد مژده باد تجلی حضرت بهاء است، مژده باد مژده باد انجذابات ملاء اعلی است.”

 

 

پس از تبعید حضرت بهاءالله و خانواده و جمعی از اصحاب ایشان، از ایران به بغداد در ممالک عثمانی، که به دستور ناصرالدین شاه صورت گرفت، حضرت بهاءالله قریب به ده سال در این شهر ساکن بودند (به جز دو سال که در کوه های سلیمانیّه سپری فرمودند).

در مدت اقامت ایشان در بغداد به خصوص پس از رجعت از کوه های سلیمانیه، حضرت بهاءالله از نفوذ کلام و عزت و اعتبار بالایی در بین مردم بغداد برخوردار بودند. این مقام و موقعیت، بر معاندین و علمای آن دیار و همچنین علمای ایران خوش نمی آمد به طوری که باز هم به تحریک جمعی از علمای حسود و نیز دربار قاجار، دولت عثمانی دوباره، ایشان را از شهر بغداد به شهر اسلامبول که فاصله بسیار بیشتری تا مرزهای ایران داشت، تبعید نمودند.

علاوه بر این جمعی از اصحاب را که گرد ایشان گرد آمده بودند و تحت حمایت و هدایت ایشان بودند، را متفرّق نموده و به این وسیله قصد داشتند که با جدایی افکندن در بین مومنین و نیز تبعید حضرت بهاءالله به دیار بعید، از نفوذ و رسوخ دیانت جدید در بین مردم به خصوص در نواحی مرزی ایران بکاهند.

پس از ابلاغ حکم تبعید و ترک بغداد، حضرت بهاءالله با جمعی از پیروان و اعضای خانواده خود مدت 12 روز را در باغی در حوالی بغداد، به نام باغ نجیبیّه (باغ نجیب پاشا) گذراندند. این دوازده روز در بین بهائیان، مهم ترین ایام در تاریخ بهائی محسوب می شود، زیرا حضرت بهاءالله در این ایام و البته دقیقاً در روز اول اردیبهشت، به طول علنی و آشکار، رسالت خود را اعلان فرمودند و به اصحاب و مومنین بابی، ظهور دیانت جدید و رسالت خود را ابلاغ کردند.

از این تاریخ به بعد، دور دیانت بابی، منقضی شد و دیانت جدید بهائی، متولد گشت و حضرت بهاءالله اظهار فرمودند که ایشان همان موعود کتاب بیان هستند که حضرت باب در آثار خود بارها از ایشان به نام ” مَن یُظهرُهُ الله” نام برده اند.

اظهار امر یا به اصطلاح آغاز بعثت علنی حضرت بهاءالله که قریب به ده سال پس از اظهار امر خفی ایشان در سیاهچال طهران، روح جدیدی در کالبد مومنین امر بدیع دمید و جانی تازه به پیروان ایشان بخشید به طوری که توانستند بر رنج تبعید فائق آیند و از آن پس به نشر و تبلیغ دیانت بهائی بپردازند.

بهائیان هر ساله این دوازده روز (اول تا دوازده اردیبهشت برابر با 21 آوریل تا 2 می میلادی) را به عنوان عید رضوان جشن می گیرند. سه روز از این دوازده روز، جزء ایام محرّمه محسوب است یعنی اشتغال به کار و کسب و سایر امور اداری در این سه روز حرام می باشد. بهائیان کل ایام بالاخص این سه روز را گرامی می دارند و به ترتیب دادن ضیافات و برنامه های مخصوص در اعزاز و تکریم این ایام می پردازند. این سه روز عبارتند از روز اول اردی بهشت، مطابق اظهار امر علنی حضرت بهاءالله، روز نهم اردی بهشت، برابر با ورود اعضای عائلۀ مبارک ایشان به باغ رضوان، و روز دوازدهم که روز خروج حضرت بهاءالله از باغ رضوان به طرف اسلامبول است.

عید رضوان : عید گل

عید رضوان، که اعظم عید بهائیان است، به عید گل نیز معروف شده که به سبب تطابق آن با ماه اردیبهشت و اوج شکفتن گل ها و باران نیسانی است که حضرت بهاءالله در همین زمان در باغ رضوان، در میان خرمنی از گل ها مشی می نمودند که برای مومنین نیز گل می فرستادند.

این خاطرات از قلم جناب نبیل زرندی ملقّب به نبیل اعظم، یکی از بهترین واقعه نگاری ها از آن ایام مخصوصه است:

” هر روز صبح باغبان ها گلهای زیادی از چهار خیابان باغ می چیدند و در میان خیمه مبارک خرمن می نمودند. چنان خرمنی که اصحاب چون برای چای صبح در محضر مبارک می نشستند، آن خرمن گل مانع از آن بود که یکدیگر را ببینند و به دست مبارک به جمیع نفوسی که بعد از صرف چای مرخص می شدند، گل عنایت شده برای اهل حَرَم و سایر احباب عرب و عجم نیز گل می فرستادند.

شب نهم بنده در رضوان توقف نموده از نفوسی بودم که حول خیمه مبارک، کشیک می کشیدم. قرب سحر، جمال ابهی از خیمه بیرون تشریف آوردند و از محلاتی که بعضی احباب استراحت نموده بودند، عبور فرمودند و بعد در خیابان های پرگل، شب مهتاب مشی می فرمودند و مرغان بوستان و بلبلان گلستان نیز مانند سرو روان در تغنی بودند.

در وسط یک خیابان توقف نمودند و فرمودند:” ملاحظه کنید این بلبل ها که محبت به این گل ها دارند از سر شب تا صبح از عشق نمی خوابند؛ دائم در تغنّی و سوز و گُدازند. پس چگونه می شود که عاشقان معنوی و شیدائیان گل روی محبوب حقیقی در خواب باشند؟”

سه شب که بنده در حول خیمه مبارک بودم هر وقت نزدیک سریر مبارک عبور می نمودم، هیکل قیّوم را لایَنام می دیدم و هر روز از صبح تا شام هم از کثرت آمد و شد نفوس از بغداد آنی لسان قدم ساکت و صامت نبود و در اظهار امر پرده و حجابی نه.” (کتاب قرن بدیع، مؤسسه معارف بهائی ، کانادا 149 بدیع، ص313-314)

باغ رضوان

در تاریخ امر بهائی، دو باغ به نام “رضوان” نامیده شده است. نخست، “باغ نجیب پاشا” یا “نجیبیّه” که در آن زمان در خارج بغداد و کنار شط واقع بود و محل اظهار امر حضرت بهاءالله به اصحاب قرار گرفت و دیگر، باغ ” نَعَمَین” در یک یا دو کیلومتری قشلۀ عکّا که هیکل اقدس پس از 9 سال، اقامت در داخل محدوده عکّا سرانجام رضایت دادند که قدم بیرون نهاند و برای تفرّج به سیر و تماشای آن تشریف برند و آن را به عنوان “رضوان”، ” اورشلیم جدید” و ” جزیرتنا الخضراء” ملقّب فرمودند.

اما باغ اولین، مورد توجه حضرت اعلی بوده و در آثار خود چنان که حضرت ولی امرالله یادآور شده اند، آن نقطه را مَطلع انوار الهی و مَشرق اسرار ربّانی تعیین فرموده اند. (پیام بهائی، ش 161، ص 14)

Be Sociable, Share!

Tags: , , , , , , , , , , , , , ,

          Share

  1. الله ابهی

    من هم به سهمیهء خود و خانواده ام این عید زیبا وسعید رضوان همراه در

    کنار کانون گرم خانواده به یکایک شما عزیزان تبریک گفته و از جمال مبارک

    آرزوی تایید برای یکایک شما در این سایت بوده و هستم.همچنین از لینکی

    را که به مناسبت عید رضوان برایم فرستادید کمال تشکر را کرده و آرزوی

    موفقیت برایتان دارم.

    Sydney, Australia

    نادر شمس الدین خرمی

  2. Houshang says:

    Happy Ridvan ,

  3. صامت says:

    الله ابهی،
    هرچند خانواده بنده همگی مسلمان هستند و من از شانزده سالگی وقتی درجستجوی امام زمانی بودم که برایش ندبه میخواندم و به احترام اسمش ازجایم بلند میشدم،با مطالعه آثار الهی به امر مبارک مومن و تبدیل به نقطه ی مهاجرتی در یکی از شهرهای شمالی شدم و باوجود مخالفت های بی حد و مرز خانواده توانستم لاقل شمه ای از احکام الهی را برایشان مشخص و تبیین و رفع شبهات و اکاذیب کنم، با اینحال بنده نیز به نوبه ی خود، این ایام نیکو را خدمت شما و همه ی احباب الهی تبریک عرض مینمائم.
    مژده ای که دلم میدهد این است که روزهای خوشی را پیش رو خواهیم داشت.اندکی صبر سحر نزدیک است
    از صمیم قلبم آرزومندم که جمال مبارک روز به روز به برکت ایّاممان و دامنه ی ایمانمان بیفزاید
    با تشکر
    صامت/20 ساله از شمال ایران

    –پيام مديريت سايت–
    الله ابهی صامت عزيز،
    شما امشب از خوشحالی اشک به چشمان من آورديد
    بنده هم اين ايام مبارک و اعظم را به شما تبريک ميگم، عيد شما هم مبارک
    اينشا الّله در پناه جمال مبارک هميشه موفق، سلامت و پيروز باشيد
    خيلی خوشبخت و خوشحال شدم از آشنايی با شما، فعلاً خدانگهدار

Leave a Reply

*