May 24, 2010

Posted in مقالات معرفی ديانت بهائی, مقالات بهائی

(شرح مختصری از اظهار امر حضرت باب (حضرت اعلی – قائم موعود

شرح اظهار امر حضرت اعلی

قبل از اینکه حضرت باب رسالت خویش را اعلان نمایند ، برخی از نفوس در اکناف عالم در اعماق قلب خویش می دانستند که موعود بزودی ظاهر خواهد شد. یکی از این نفوس مقدسه جناب سیدکاظم رشتی بودند که در شهر کربلا در عراق زندگی می کردند. ایشان شاگردان زیادی داشتند و حیات خویش را وقف آماده ساختن آنان برای ظهور قائم موعود پس از انتظاری طولانی نمودند و مرتباً به آنان گوش زد می نمود که بعد از وفات او ترک خانه و خانماننموده و با قلوبی فارغ از امیال دنیوی در دیار پخش شده و به دنبال موعود محبوب به جستجو پردازند.

بعد از وفات سید کاظم ، یکی از برجسته ترین شاگردانش به ملاحسین به مسجدی رفته و مدت 40 روز به دعا و توجه مشغول گردید و در این مدت قلبش کاملاً جهت دریافت الهامات الهی آماده شد. بعد از 40 روز به همراهی دو نفر از یارانش عراق را ترک و به جستجوی موعود پرداخت . اول به شهر بوشهر رفت اما مدت توقف ایشان در بوشهر آنقدر ظول نکشید باطناً حس می کرد که قوه ای پنهانی او را به جانب شمال می کشاند لذا بزودی به جانب شیراز روان گشت. پس از اینکه به دروازه شهر رسیدند به همراهان خود گفت که مستقیماً به مسجد رفته و در آنجا منتظر باشند تا ایشان به نزد آنان مراجعت نمایند.

جناب ملاحسین در همان روز تاریخی چند ساعت قبل از غروب آفتاب در حالیکه در خارج دروازه شهر قدم می زد در آن بین جوان باوقاری را مشاهده نمود که به طرف او آمده و ضمن خوشامدگویی او را به منزلش دعوت کرد تا بعد از این سفر طولانی گرد سفر را شسته و استراحت نماید. جناب ملاحسین بقدری از حسن رفتار و شیرینی گفتار آن جوان متاثر شده بود لذا بدنبال ایشان روان و بزودی به درب خانه ای ساده رسیدند و سپس به داخل منزل وارد و در اتاقی در طبقه بالا نشستند میزبان بزرگوار فرمود تا ظرف آبی آوردند تا مهمان دست و روی خود را از گرد سفر بشوید و سپس به دست خویش چای به او مرحمت فرمودند و بعد از مراسم مهمان نوازی با مهمان خویش شروع به صحبت فرمودند. جناب ملاحسین شرح این مکالمه تاریخی را بعداً چنین بیان نمودند:

«حدود یک ساعت از شب گذشته بود که آن جوان بزرگوار به من به مکالمه پرداخت و از من سؤال فرمود بعد از جناب سیدکاظم رشتی مرجع شما کیست؟ عرض کردم مرحوم سید در اواخر حال سفارش می فرمودند که بعد از وفاتشان هریک از شاگردان باید ترک وطن گوید و در اطراف به جستجوی موعود محبوب بپردازد . این است که من برای انجام امر استاد بزرگوارم به ایران مسافرت کردم و هنوز هم که هست به جستجوی موعود مشغولم. سؤال فرمودند آیا استاد بزرگوار شما برای حضرت موعود اوصافی مخصوص و امتیازاتی بخصوص معیّن فرموده اند یا نه؟ عرض کردم آری می فرمود حضرت موعود از خاندان نبوّت و رسالت است. از اولاد حضرت فاطمه زهرا علیها سلام الله است. سن مبارکش وقتی که ظاهر می شود کمتر از 20 و متجاوز از 30 سال نیست. دارای علم الهی است. قامتش متوسط است. از شرب دخان برکنار و از عیوب و نواقص جسمانی منزّه و مبرّا است. میزبان محترم لمحه ای سکوت فرمود سپس با لحن بسیار متینی فرمودند نگاه کن این علامات را که گفتی در من می بینی ؟ بعد یکایک علامات را ذکر فرمودند و با شخص خود تطبیق نمودند.

در خلال آن شب حضرت باب با ادله و براهین واضح و قاطع به ملاحسین اثبات فرمودند که قائم موعود می باشند و با سرعتی خارق العاده به تفسیر اولین قسمت از سوره یوسف که از سوره های مهم قرآن است پرداختند و سپس خطاب به ملاحسین فرمودند:

“شما اول کسی هستید که به من مؤمن شده اید . من باب الله هستم و شما باب الباب . باید 18 نفر به من مؤمن بشوند به این معنی که ایمان آنها نتیجه تفحص و جستجوی خود آنها باشد بدون اینکه کسی آنها را از اسم و رسم من آگاه کند، باید مرابشناسند و به من مؤمن شوند. آن وقت یکی از انها را انتخاب می کنم که با من در سفر مکه همراهی کند. در مکه امر الهی را به شریف مکه ابلاغ خواهم کرد. از آنجا به کوفه خواهم رفت . در مسجد کوفه امر الهی را آشکار خواهم ساخت. شما باید آنچه امشب جریان یافت از همراهان خود و سایر نفوس مکتوم دارید.”

عظمت ظهور روح و روان ملاحسین را با هیجان و سرور ، خوف و حیرت مسخّر نمود. او چنین اظهار داشت:

“قبل از عرفان امر الهی چقدر ضعیف و ناتوان بودم و چه مقدار خوف و جُبن در وجودم سرشته بود. . . نمی توانستم چیزی بنویسم و نمی دانستم راه بروم. دست و پایم همیشه ارتعاش داشت و می لرزید. اما بعد از وصول به عرفان مشهر الهی به جای جهل، علم و دانش ربّانی و در عوض ضعف ، قوّت و قدرت عجیبی در وجود من پیدا شد. بطوری که خود را دارای توانایی و تهوّر فوق العاده می دیدم و یقین داشتم که اگر تمام عالم و خلق جهان به مخالفت من قیام نمایند یک تنه بر همه غالب خواهم شد. جهان و آنچه در ان هست مانند مشتی خاک در چشمم جلوه می نمود و صدای جبرئیل را پنداشتم در من تجسّم یافته می شنیدم که به خلق عالم می گفت: ای اهل عالم بیدار شوید زیرا صبح روشن دمید. برخیزید و از فیض ظهور و برکت امرالهی برخوردار شوید، باب رحمت الهی باز است. ای اهل عالم همه داخل شوید زیرا آن کسی را که منتظر بودید ظاهر شد. اینک پیدا و آشکار و شما را به خوان وصال دعوت می نماید.”

اظهار امر حضرت باب در شب 23 می 1844(5جمادی الاولی 1260) به وقوع پیوست. هیکل اطهر در ان وقت 25 سال از عمر مبارکشان می گذشت. چندین سال بعد در جشن سالگرد بعثت مبارک حضرت باب، حضرت عبدلبهاء ر خطابی در مجمع یاران چنین فرمودند:

«امروز روز بعثت حضرت اعلی است. روز مبارکی است مبدأ اشراق است، زیرا ظهور حضرت باب مانند طلوع صبح صادق بود … این یوم، یوم مبارکی است مبدأ فیض است بدایت طلوع است اول اشراق است. حضرت اعلی در چنین روزی مبعوث شد و ندا به ملکوت ابهی نمود و بشارت به ظهور جمال مبارک داد و به جمیع طوایف ایران مقابلی کرد.»

Be Sociable, Share!

Tags: , , , , , , , , , ,

          Share

  1. الله ابهی

    پس از عرض خسته نباشید به تمامی شما عزیزان در سایت بهایی گلوری که همیشه

    زحمت کشیده واحباءرا با کلیپهای امری که برایشان فرستاده وخوشحال شان

    می سازید کمال تشکر را کرده و از جمال اقدس ابهی طلب تایید برای یکا یک

    شما عزیزان را خواهان و خواستاریم و بعد از خدا و جمال مبارک امیدمان

    به یکایک شماعزیزان در سایت بهایی گلوریست که ما را فرمایشات مولای محبوبمان

    آشناوآگاهی میدهید.دوستاریکایک شما زحمتکشان,سیدنی,استرالیاء

    Nader
    Shamseddin Khorrami
    الله ابهی

    ——

    الله ابهی دوست عزيزم نادر جان، ما که کاری نميکنيم وظيفه هست، خيلی متشکرم از اينکه وقت گذاشتيد و در سايت کامنت داديد، بنده را حقيقتاً خوشحال ميکنيد
    از جمال مبارک برايتان طلب تاييد و سربلندی دارم
    هميشه شاد و سلامت و پيروز باشيد
    ♥ ♥

  2. با عرض الله ابهی و خسته نباشید
    میشه لطف کنید و اگر در این شب عزیز دعا یا مناجات خاصی باید خوانده شود را برای دانلود قرار بدید و یا برای عزیزان معرفی کنید ؟ مثلا متن قیوم الاسماء که با لحن زیبایی خوانده شده باشه و یا معنی آن به فارسی و غیره…
    بسیار بسیار ممنون

Leave a Reply

*