Aug 3, 2010

Posted in ويديوهای بهائی, مجموعه ديداری و شنيداری, آهنگ ها و دعاهای بهائی, دانلود سرود و آهنگ بهائی

ويديو شعر سرودۀ طاهره قرةالعین – ای به سر زلف تو سودای من

ويديو آهنگ شعر بسيار زيبا سرودۀ طاهره قرةالعین, همراه با لينک دانلود

Youtube:

Download: ويديو شعر سرودۀ طاهره قرةالعین

or:

http://www.bahaiglory.com/Download/Ey_Be_Sare_Zolfe_To_Sodaye_Man_[www.BahaiGlory.com].wmv

or:

http://www.4shared.com/video/oF-zHbgt/Ey_Be_Sare_Zolfe_To_Sodaye_Man.html

ای به سر زلف تو سودای من

وز غم هجران تو غوغای من

لعل لبت شهد مصفای من

عشق تو بگرفت سراپای من

من شده تو، آمده بر جای من.

گرچه بسی رنج غمت برده ام

جام پیاپی ز بلا خورده ام

سوخته جانم اگر افسرده ام

زنده دلم گر چه ز غم مرده ام

چون لب تو هست مسیحای من

گنج منم، بانی مخزن تویی

سیم منم، حاجب معدن تویی

دانه منم صاحب خرمن تویی

هیکل من چیست اگر من تویی؟

گر تو منی، چیست هیولای من؟

من شدم از مهر تو چون ذره پست

وز قدح بادهی عشق تو مست

تا به سر زلف تو دادیم دست

تا تو منی، من شده ام خودپرست

سجده گه من شده اعضای من

دل اگر از توست، چرا خون کنی؟

ور ز تو نَبوَد ز چه مجنون کنی؟

دم به دم این سوز دل افزون کنی

تا خودیَم را همه بیرون کنی

جای کنی در دل شیدای من

آتش عشقت چو برافروخت دود

سوخت مرا مایهی هر هست و بود

کفر و مسلمانیَم از دل زدود

تا به خم ابرویت آرم سجود

فرق نِه از کعبه کلیسای من

کِلک ازل تا که ورق زد رقم

گشت هم آغوش چو لوح و قلم

نآمده خلقی به وجود از عدم

بر تن آدم چو دمیدند دم

مِهر تو بُد در دل شیدای من

دست قضا چون گل آدم سرشت

مهر تو در مزرعهی سینه کِشت

عشق تو گردید مرا سرنوشت

فارغم اکنون ز جحیم و بهشت

نیست به غیر از تو تمنای من

باقیام از یاد خود و فانیام

جرعه کش بادهی ربانیام

سوخته ی وادی حیرانیام

سالک صحرای پریشانی ام

تا چه رسد بر دل رسوای من

بر درِ دل تا اَرِنی گو شدم

جلوه کنان بر سر آن کو شدم

هر طرفی گرم هیاهو شدم

او همگی من شد و من او شدم

من دل و او گشت دلارای من

کعبه ی من خاک سر کوی تو

مشعله افروز جهان روی تو

سلسله ی جان خم گیسوی تو

قبله ی دل طاق دو ابروی تو

زلف تو در دَیر، چلیپای من

شیفته ی حضرت اعلی ستم

عاشق دیدار دلآراستم

راهرو وادی سوداستم

از همه بگذشته تو را خواستم

پر شده از عشق تو اعضای من

تا کی و کی پندنیوشی کنم؟

چند نهان بُلبُلهنوشی کنم؟

چند ز هجر تو خموشی کنم

پیش کسان زهدفروشی کنم

تا که شود راغب کالای من

خرقه و سجاده به دور افکنم

باده به مینای بلور افکنم

شعشعه در وادی طور افکنم

بام و در از عشق به شور افکنم

بر در میخانه بُوَد جای من

عشق، عَلَم کوفت به ویرانه ام

داد صلا بر در جانانهام

باده ی حق ریخت به پیمانه ام

از خود و عالم همه بیگانه ام

حق طلبد همت والای من

ساقی میخانه ی بزم الست

ریخت به هر جام چو صهبا ز دست

ذره صفت شد همه ذرات پست

باده ز ما مست شد و گشت هست

از اثر نشئهی صهبای من

عشق به هر لحظه ندا میکند

بر همه موجود صدا میکند

هر که هوای ره ما میکند

گر حذر از موج بلا میکند

پا ننهد بر لب دریای من

هندی نوبت زن بام توام

طایر سرگشته به دام توام

مرغ شباویز به دام توام

محو ز خود، زنده به نام توام

گشته ز من درد من و مای من

طاهره قرة‌العین

http://fa.wikipedia.org/wiki/طاهره_قرةالعین


Be Sociable, Share!

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , ,

          Share

  1. tara sekhavati says:

    the most beautiful song. i luv this song no matter how many times i listen to this it makes me cry….

  2. besyar ziba.

  3. Farhan Yazdani says:

    Thanks for this beautiful poem

    Would be nice to have the English translation next to the Farsi

  4. farzin barazandeh says:

    Thank you. It was wonderful.

  5. Dr. Houshang Saffar says:

    دوستان عزیز، تشکرات قلبی خودم را حضور آن عزیزان گرامی‌ که با این صوت زیبا و این اشعار ملکوتی از جناب طاهره را تقدیم مینمایم. از حضرت بهأالله آرزومندم بشما قوتی بدهد و شما را یاری نماید. این اشعار را که گوش میدهم لذت روحانی بیشتری را در وجودم احساس می‌کنم.سلامت و موفق باشید. دکتر صفّار

Leave a Reply

*