Dec 15, 2009

Posted in گلزار تعاليم بهايی-نصّ های بهائی, مقالات معرفی ديانت بهائی

چند نص مبارک در خصوص مکروهيّت طلاق در ديانت بهايی

حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :

١- ” اين قضيّه منافی رضای الهی است و مخالف عدل و انصاف عالَم انسانی “.

(ص ٢٧٨ گنجينه حدود و احکام )


٢- ” ياران بايد بکلّی از طلاق اجتناب نمايند مگر آنکه عوارضی

در ميان حاصل گردد که سبب برودت شود و مجبور بر انفصال شوند

…اساس ملکوت اللّه برمودّت و محبّت و وحدت و موانست و اتّفاق

است نه بر اختلاف خصوصاً بين زوج و زوجه . اگر يکی از اين دو طرف

سبب طلاق شود البتّه درمشکلات عظيمه افتد و بصدمات شديده گرفتار

آيد و پريشان و پشيمان گردد “.

(ص ٢٧٨ گنجينه حدود و احکام )


در لوح مبارکی خطاب به احبّای امريکا ميفرمايند :

٣- ” در ايران مسأله طلاق (در) پيش بنهايت سهولت تحقّق می

يافت . در ميان ملّت قديمه متّصل بواسطه امر جزئی طلاق واقع ميگرديد

چون انوار ملکوت تابيد نفوسی که از روح بهاءاللّه زنده شدند بکلّی از

طلاق اجتناب نمودند. حال در ايران در ميان احبّا طلاق واقع نميگردد

مگر آنکه امر مُجْبری در ميان آيد و ايتلاف مستحيل باشد . دراين

صورت نادراً طلاق واقع گردد . حال احبّای امريک نيز بايد بر اين روش

و حرکت سلوک نمايند .از طلاق نهايت اجتناب داشته باشند مگر آنکه

سبب مجبری در ميان آيد که طرفين از يکديگر بيزار گردند و باطّلاع

محفل روحانی قرار بر فصل دهند و يکسال بايد صبر و تحمّل کنند

اگر در ظرف اين يکسال ايتلاف حاصل نشد طلاق واقع گردد نه اينکه

بمجرّد ادنی تکدّر و اغبراری که در بين زوج و زوجه واقع ، زوج با زن

ديگر بفکر الفت افتد و يا نغوذ باللّه زوجه نيز در فکر زوجی ديگر افتد.

اين مخالف عصمت ملکوتی وعفّت حقيقی است . احبّای الهی بايد نوعی

سلوک نمايند که ديگران حيران مانند. زوج و زوجه بايد الفتشان

جسمانی محض نباشد بلکه الفت روحانی و ملکوتی باشد . اين دو نفْس

حکم يک نفْس دارند و چقدر مشکل است يک نفْس از هم جدا شود

…اگر سبب طلاق يکی از اين دو باشد … بوبال عظيمی گرفتار گردد”.

(ص ٨-١٨٧ ج ٤ امر و خلق )


حضرت وليّ امراللّه ميفرمايند :

” امر طلاق بسيار مذموم و قبيح و مخالف رضای الهی است آنچه

از قلم حضرت عبدالبهاء در اين خصوص نازل بين عموم ياران انتشار

دهند و کلّ را بيش از پيش متذکّر دارند . اجرای حکم طلاق مشروط

به تصويب و اجازه امنای محفل روحانی است بايد در اين قضايا اعضای

محفل مستقلّاً بکمال دقّت تمعّن و تجسّس و تفحّص نمايند و اگر چنانچه

عذر مشروعی موجود و اتّحاد و ائتلاف بهيچوجه مِن الوجوه ممکن نه و

تنفّر شديد و اصلاح و دفع آن محال ، طلاق و افتراق را تصويب نمايند “

(ص ١٨١ ج ٣ توقيعات مبارکه ٤٨-١٩٢٢)

Be Sociable, Share!

Tags: , , , , , ,

          Share

Leave a Reply

*