Jan 31, 2010

Posted in مناجات ها و الواح بهائی, مناجاتهای حضرت عبدالبهاء

مناجاتهايی از حضرت عبدالبهاء درباره طلب حفظ و حراست

هُو اللّه
ای پروردگار ای کردگار مهربان بندگانت در اطراف و اکناف مُتفرّق و متشتّت و پريشان سرگردان بی سر و سامان در هر نفسی در دامی گرفتار و در هر يومی در بومی سرگردان به ياد تو دل خوشند و به نار محبّتت در آتش سر گشتهء کوی تو اند و آشفته روی و موی تو عنايتی کن مرحمتی نما که کلّ در ظلّ ممدود و سايهء خيمهء محمود در تحت لواء مقصود مجتمع گردند و بر ارائک و سُرر متقابلين جالس گردند و از کأس  موهبت نوشند و از صهباء عنايت سر مست گردند توئی قادر و توانا ای پروردگار اين سراجهای روشن را از ارياح امتحان و افتتان محافظت فرما و اين طيور بال و پر شکسته را در حديقه فضل آشيانه بخش اين بی نصيبان را نصيب ده و اين درماندگان را درمانی عنايت کن توئی کريم توئی رحيم توئی عليم .      ع ع

 

هُو الابهی
ای پروردگار اين نفوس آشفته روی تو اند و گمگشتگان کوی تو و عاشقان خلق و خوی تو  سرمت جام تواند و پرندگان بام تو مرغان دست آموز عنايتند و بلبلان شيدای گلهای حقيقت تشنگان چشمه رحمتند و آوارگان اقليم مرحمت ای آمرزگار گناه بندگان غفران نما و پناه به بيچارگان بخش توئی خدای مهربان و توئی صاحب عفو و غفران ضعيفان را قوّت بخش و عليلان را شفا عنايت فرما و مستمندان را ارجمند کن و افسردگان را اشتعال بخش از شرّ افتتان عظيم محفوظ و از صدمات امتحان شديد مصون بدار بر عهد و ميثاق مستقيم کن و بر پيمان و ايمان مستديم در ظلّ ملکوت ابهايت منزل ده و در پناه جبروت اعلايت مأوی بخش توئی مقتدر و توانا توئی شنونده و بينا .      ع ع

 

هُو اللّه
ای رحمن ای يزدان بنده ای هستم ضعيف و نحيف و نا توان ولی در پناه فضل و موهبت تو پرورش يافتم و از ثدی عنايت شير خوارم و در آغوش رحمتت در نشو و نمايم  ای خداوند هر چند مستمندم ولی هر مستمندی به عنايت تو ارجمند است و هر توانگری بی الطافت فقير و حاجتمند  ای پروردگار تأييدی فرما که اين حمل اعظم را قدرت تحمّل ماند و اين عنايت کبری را محافظه توانم زيرا قوّه امتحان شديد است و سطوت افتتان عظيم کوه کاه گردد و جبل خردل شود تو آگاهی که در ضمير جز ذکرت نجويم و در قلب جز محبّتت نخواهم بر خدمت احبّايت قائم نما و بر عبوديّت آستانت دائم کن توئی مهربان و توئی خداوند کثير الاحسان .     ع ع

 

هُو اللّه
ای دلبر آفاق شکر ترا که ديده به ديدارت روشن گرديد و دل و جان از نفحات قدست غبطه گلزار و چمن شد نفحات انس مرور يافت و نفثات روح القدس منتشر شد جان به جانان رسيد و دل راه به بارگاه يافت و به سرّ مکنون و رمز مصون آگاه شد ای پروردگار در صون حمايت مأوی ده و در کهف عنايت ملجأ و پناه بخش  ای مهربان اگر بنوازی جوهر وفا و حقيقت عطا است و اگر بگدازی مستوجب عذاب و جفا است آنچه شايان
آستانست رايگان فرما و آنچه لايق حقايق است ارزان کن ذليلی را به صرف موهبت عزيز ملکوت فرما و حقيری را به نهايت رأفت مظهر فيض لاهوت نما ای پروردگار حفظ کن صيانت فرما تا قدم نلغزد و به اسفل درجات نرسد توئی مقتدر و عزيز و توانا و توئی عالم و بينا و دانا انّک انت الغفور الرّحيم .     ع ع

 

هُو اللّه
ای پروردگار مهربان اين انجمن بجهت نصرت کلمة اللّه و روح القدس تشکيل شده تأييد و توفيق بخش و مؤيّد به قوّه آسمانی نما تا اين انجمن چون شعله نورانی بر افروزد و انوار رحمانی مبذول دارد و اطراف را روشن کند تعاليم آسمانی ترويج نمايد و به وحدت عالم انسانی خدمت کند نفوس را از ظلمات عالم طبيعت منسلخ نمايد و به نورانيّت الهيّه روشن نمايد تعميد به روح و نور و حيات ابديّه بخشد .     عبد البهاء عبّاس

 

هو اللّه
ای يزدان مهربان و بخشنده و درخشندهء زمين و آسمان ما جمعيم پريشان تو مستمنديم درويشان تو آوارگانيم بيچارگان و افتادگانيم  آشفتگان افسردگانيم پژمردگان دردمنديم درمانی بخش رنجوريم دوائی عنايت کن افسرده ايم شعله ئی ده پژمرده ايم لمعه ئی بيفشان بيگانه ايم آشنا کن پروانه ايم پرسوختهء شمع وفا فرما تشنه ايم و به خون دل آغشته چشمهء خوشگوار برسان و از آب حيات بنوشان ولوله در شهر انداز و آشوبی در آفاق افکن تا دلها حيران تو گردد و جانها قربان تو.     ع ع

Be Sociable, Share!

Tags: , , , , , , , , ,

          Share

Leave a Reply

*